خداوند ـ عزّوجلّ ـ، پیشه ورِ درستکار رادوست دارد . [امام علی علیه السلام]

امام خامنه ای
خانه | ارتباط مدیریتبازدید امروز:51بازدید دیروز:57تعداد کل بازدید:29778

آقا روح الله :: 12/4/1387::  3:55 عصر

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رهبر را مرجع نهایی تصمیمات کلان در حوزه سیاست خارجی برشمرده است. منتخبان مردم که قانون اساسی پس از انقلاب اسلامی سال 1979 را تدوین نمودند، نقشی را برای رهبری تعریف نمودند تا رهبر به دور از تعلقات قوای مستقل سه گانه کشور بتواند با بهره گیری از ابزارهای مشورتی متعدد، تصمیمات اساسی و راهبردی را در حوزه دیپلماسی اتخاذ نماید. با این درک، فرصت مطالعه در تصمیمات کلان دوران آیت‌الله خامنه‌ای طی 19 سال اخیر که ایشان به عنوان رهبر برگزیده شده‌اند، امکان مناسبی را ایجاد می‌کند تا در قضاوت نسبت به گذشته و پیش بینی نسبت به آینده واقع بینانه‌تر بیندیشیم.


علیرغم این وسعت دامنه اختیارات رهبری که با رای مستقیم مردم به قانون اساسی مورد تائید قرار گرفته است، رهبری ایران تنها در موارد بسیار مهم و حساس دخالت مستقیم می‌کنند. دلیل این استفاده محدود از اختیارات چنین است که ایشان انتظار دارند مسئولین رده‌های دیگر کشور، خود بتوانند بر مشکلات فائق آیند تا در مسیر شکل گیری و نهادینه شدن نظام جمهوری اسلامی، رویه‌های جدید و برگرفته از آرای جمهور ایجاد شود. فراموش نباید نمود الگوی جمهوری در ایران جوان و نسبت به تاریخ نظام‌های سلطنتی و دیکتاتوری چند هزار ساله، کم تجربه است.


 ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 4/3/1387::  5:11 عصر


امروز مسئولیت بزرگى بر دوش ملت ایران است و هرگز مثل امروز ملت ما بر سرنوشت خود حاکم نبوده. در طول سالهاى متمادى و دورانهاى گوناگون تاریخ، آن کسانى که با تاریخ این کشور آشنا هستند، این را تصدیق میکنند. ملت همیشه وسیله‏اى بوده است در اختیار حکمرانان؛ بستگى به این داشته که آن حکمران، صاحب حکمت، درایت، اراده‏ى قوى باشد یا نباشد؛ و این اراده به کدام سو منعطف و متوجه شود. ملت از خود ابتکارى براى هدایت کشور نداشت. این همه استعداد متراکمى که در این ملت وجود داشته است و آنچه در تاریخ براى ما باقى مانده، تراوشهائى است که از یک ذخیره‏ى عظیم زیرزمینى به قدر همت حکمرانان خود را بروز میداده... این دوره یک فصل جدیدى است در تاریخ ملت ایران.


امروز بعد از پیروزى انقلاب اسلامى و در دوران نظام جمهورى اسلامى، تفاوت جوهرى و اصلى در همین است. تفاوت در این است که نظامهاى حاکمیت فردى به نظام اراده‏ى ملى؛ اراده‏ى جمع تبدیل شده و اساس تفاوت در این است. و بحمداللَّه این اراده‏ى جمعى با هدایت اسلام و با اشاره‏ى دین و آیات الهى پیش میرود و برنامه‏ریزى میکند؛ این را باید مغتنم بشمارید. امروز هر آنچه در گنجینه‏ى تمام‏نشدنىِ استعداد ملت ایران ذخیره وجود دارد، میتواند در خدمت پیشرفت سریع این کشور قرار بگیرد.


 ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 21/2/1387::  7:25 صبح

مجسمه‌ای در نزدیک کازرون وجود دارد که نشان می‌دهد والرین، امپراطور روم پس از شکست از پادشاه ایران (شاهپور اول) در برابر وی زانو زده است. پس اگر یونانی‌ها به جهانگردان خود بیابانی را نشان می‌دهند که در آن سربازان ایرانی از روم شکست خورده‌اند، شما هم این مجسمه را نشان دهید ... این به اون در! (خنده حضار).



گفتنی آنکه در سال 258میلادى، شاهپور اوّل، پادشاه مقتدر ساسانی، زمان را براى مبارزه با ارتش روم مناسب دید. چرا که شمال امپراتورى روم به شدت درگیر نبرد با ژرمن‌ها بود. در مرکز نیز تغییرات مداوم، قدرت امپراتوران روم را ضعیف کرده بود. بنابراین شاهپور با گذر از فرات، انطاکیه را تصرف کرد و آماده نبرد با والرین شد. امپراتور روم با تجهیز سپاهى عظیم از جنوب اروپا عازم انطاکیه شده و 259شهر را از ایران باز پس گرفت و عقب‌نشینى زودهنگام ایرانی‌ها او را به طمع تسخیر بین‌النهرین انداخت؛ اما سپاه ایران ارتش او را به مانند ارتش کراسوس محاصره کرده و سرنوشتى مشابه برایش ایجاد کردند (همان بلایی که روس‌ها تاکنون دوبار بر سر سپاهیان ناپلئون و ارتش رایش هیتلری آورند؛ تکنیکی که متعلق به ایرانیان است). در این نبرد که در نزدیک شهر ادسا روى داد، ده‌ها هزار رومى کشته شدند و هرچه تلاش کردند نتوانستند از محاصره خلاص شوند. والرین پس از تسلیم، به اسارت شاهپور درآمد و تا سال‌ها تحت خدمت شاهپور بود؛ چرا که شاه ایران از او به عنوان خدمتکار استفاده کرد.


آقا روح الله :: 17/2/1387::  12:0 عصر


بدون شک حافظ درخشانترین ستاره فرهنگ فارسی است: در طول این چند قرن تا امروز هیچ شاعری به قدر حافظ در اعماق و زوایای ذهن و دل ملت ما نفوذ نکرده است.
او شاعر تمامی قرن‌هاست و همه قشرها از عرفای مجذوب جلوه‌های الهی تا ادیبان و شاعران خوش ذوق، تا رندان بی‌سر و پا و تا مردم معمولی هرکدام درحافظ، سخن دل خود را یافته‌اند و به زبان اوشرح وصف حال خود راسروده‌اند شاعری که دیوان او تا امروز هم پر نشرترین و پر فروش‌ترین کتاب بعد از قرآن است و دیوان او در همه جای این کشور و در بسیاری از خانه‌های یا بیشتر خانه‌ها با قداست و حرمت در کنار کتاب الهی گذاشته می‌شود.
شاعری که لفظ و معنا و قالب و محتوا را با هم به اوج رسانده است و در هر مقوله‌ای زبده‌ترین و موجزترین و شیرین‌ترین گفته را دارد.


ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 17/2/1387::  8:4 صبح

برخى از خصوصیّات شعر حافظ را من عرض مى‌کنم.
1- قدرت تصویر
یکی از خصوصیات شعر حافظ، قدرت تصویرهاست و این از چیزهایی است که کمتر به آن پرداخته شده است.
تصویر در مثنوی چیز آسان و ممکنی است. لذا شما تصویرگری فردوسی را در شاهنامه و مخصوصا نظامی را در کتاب‌های مثنویش مشاهده می‌کنید، که طبیعت را چه زیبا تصویر می‌کند. این کار در غزل کار آسانی نیست، بخصوص وقتی که غزل باید دارای محتوا هم باشد. تصویر با آن زبان محکم و با لطافت‌های ویژه شعر حافظ و با مفاهیم خاصش چیزی نزدیک به اعجاز است، چند نمونه‌ای از تصویرهای شعری حافظ را من می‌خوانم. چون روی این قسمت تصویرگری حافظ گمان می‌کنم کمتر کار شده است ببینید چقدر زیبا و قوی به بیان و توصیف و توصیف می‌پردازد:


ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 17/1/1387::  8:0 صبح


نوروز خود فصل نوآوری و شکوفایی است. ما عرض کردیم امسال سال نوآوری و شکوفایی است؛ خود فصل بهار، فصل نوآوری و فصل شکوفایی است. جهان و طبیعت جامه‌ی نو می‌پوشد و همه‌ی طبیعت سرسبز و شکوفا می‌شود. ما می‌خواهیم امسال ما، سال 87 ما، سرتاسر بهار نوآوری و شکوفایی ملت ایران باشد. چرا امسال شعار نوآوری و شکوفایی را مطرح می‌کنیم؟
انقلاب اسلامی خود یک نوآوری بزرگِ تاریخی بود که ملت ایران آن را در تاریخ خودش و تاریخ بشریت به ثبت رساند. انقلاب نوآوری بود؛ جمهوری اسلامی نوآوری بود. از بعد از دوران شروع استعمار، دنیا به دو بخش تقسیم شد: یک بخش سلطه‌گر، یک بخش سلطه‌پذیر؛ دولتها و قدرتهایی با تکیه به دانش، با تکیه به سلاح، با تکیه به فریب‌گری، توانستند کشورهای دیگری را زیر سلطه بگیرند؛ آنها شدند سلطه‌گر، این ملتها و این کشورها ـ خواه و ناخواه ـ شدند سلطه‌پذیر. دنیا عادت کرد به تقسیم میان سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ به طور سنتی، جمعی از ملتها باید زیر فرمان و یوغ استثمار و استکبار دولتها و ملتهای دیگری قرار می‌گرفتند. انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی آمد و این خط‌کشی باطل و این نظام غلط را در هم شکست. جمهوری اسلامی اعلام کرد با سلطه‌گری مخالف است و خود هم اگر بتواند و قدرت داشته باشد، هرگز سلطه‌گری نخواهد کرد؛ نه ملت دیگری را و نه مسئولان کشور، ملت خود را زیر سلطه‌ی ناخواسته‌ی خود نخواهند کشید. با سلطه‌گری مخالف است؛ اما با سلطه‌پذیری بیشتر مخالف است.


ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 14/1/1387::  10:57 صبح



بسم الله الرحمن الرحیم


یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.


 


طلیعه‌ی بهار، امسال یک عید سه گانه است: اولاً میلاد مسعود نبی مکرّم (صلّی الله علیه و آله و سلم) و سپس میلاد مسعود حضرت صادق (علیه الصّلاه و السّلام) و آنگاه روز عید نوروز ملی ایرانی. به حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) سلام عرض می‌کنم و اعیاد مبارک را به ایشان تبریک می‌گویم و همچنین به عموم ملت ایران و به عموم مسلمانان و به همه‌ی محبان و عاشقان اهل بیت پیغمبر، تبریک عرض می‌کنم؛ همچنین به همه‌ی ملتهایی که عید نوروز را گرامی می‌دارند و در این جشن آغاز سال با ایرانیان شریک و سهیم هستند. امیدواریم این سال خوب، این بهار زیبا و پُر طراوت، یک سال پُر بار برای عموم مسلمانان و بخصوص برای ملت عزیز ایران باشد. لازم می‌دانم در آغاز عرایض، به خانوادهای معظّم شهیدان و جانبازان و ایثارگران راه حق تبریک عرض کنم.


 متن کامل پیام

آقا روح الله :: 23/11/1386::  12:5 عصر

بازخوانى حوادث تاریخى اساساً به این منظور است که درسهاى آن و عبرتهاى آن براى نسلهاى بعد باقى بماند. درس این حادثه (حادثه ای که در روز نوزدهم بهمن در سال 57 اتفاق افتاد) براى ملت ایران در همه‏ى دورانها یک درس زنده است. اقدام شجاعانه، قدرتمندانه، با اتکاء به نفس و برخاسته‏ى از یک عقلانیت صحیح و برخاسته‏ى از یک ایمان شورانگیز. اگر ایمان هم نبود، نمیتوانست این حرکت اتفاق بیفتد. و مجموعه‏ى انقلاب ما از آغاز تا انجام، مظهر یک چنین حقیقتى است: یک فکر درست و هوشمندانه، همراه با ایمان شورانگیز، همراه با شجاعت و اقدام و نهراسیدن از آنچه که در این راه پیش خواهد آمد. این عناصر اصلى است که یک ملت را بالا میکشد؛ فقدان اینهاست که یک ملت را تحقیر میکند.


انقلاب اسلامى عزت را جایگزین تحقیرى کرد که بیگانگان بر این ملت روا میداشتند؛ استقلال را جایگزین آن وابستگى تلخ و ذلت‏بار میکرد؛ ایستادگى و اقتدار را جایگزین آن تسلیم محض در مقابل بیگانگان کرد. آن روز، مسئولین کشور بزرگِ ما در مقابل بیگانگان، در رده‏هاى مختلف و در اساسى‏ترین مسائل کشور تسلیم بودند؛ یعنى در هر مسئله‏اى که اراده بیگانگان - یک دوره انگلیس، در دوره‏ى چند ده ساله‏ى بعد هم امریکا - به آن تعلق میگرفت، در داخل تحقق‏پذیر بود؛ تا آنجائى که به دست مسئولان این کشور بود. و ملت مجبور بود تحمل کند؛ تسلیم‏پذیرى مطلق. انقلاب این حالت تسلیم‏پذیرى را به حالت اقتدار و ایستادگى تبدیل کرد؛ آن وابستگى را به استقلال تبدیل کرد؛ آن حقارت را به عزت تبدیل کرد؛ آن حکومت مطلقه‏ى موروثىِ غیرمنطقىِ بى‏مبنا (سلطنت) را به حکومت مردم و مردم‏سالارى تبدیل کرد. انقلاب بکل پایه‏هاى ویرانگر انسانى را که ارزشهاى انسانى را ویران میکرد و در داخل کشور به وسیله‏ى رژیم طاغوت در طول سالهاى متمادى بنا گذاشته شده بود، ویران کرد؛ پایه‏هاى جدیدى ساخت که هویت جدیدى براى کشور به وجود آورد.


 ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 4/11/1386::  12:0 صبح


برادران و خواهران عزیز من! انقلاب ما فقط این نبود که یک حکومتى برود، یک حکومتى بیاید قدرت را به جاى او در دست بگیرد. مسئله این نبود. اگر این بود، ملت با این فداکارى چرا وارد میدان بشود؟ خوب، دو گروه با هم رقابت مى‏کنند؛ یکى مى‏آید علیه آن یکى. مثل اینکه مى‏بینید در کشورهاى دیگر؛ وارد میدان میشوند، میزنند یا میبرند یا میبازند. اینى که یک ملت با همه‏ى وجود، با همه‏ى تن و جان، با همه‏ى توان، با جوانش، با مالش وارد میدان میشود، این معناش این است که این حرکتى که دارد اتفاق مى‏افتد، فقط دست به دست شدن قدرت بین دو گروه نیست؛ این یک تحول عظیم، متوجه و معطوف به یک سلسله آرمانهاى مردمى و ملى است؛ معناش این است.


انقلاب ما یک آرمانهائى را ترسیم کرد. مردم مؤمن ما وقتى به هدایت دین خودشان نگاه کردند، دیدند این آرمانها همان چیزهائى است که به آن نیاز دارند. لذا در راه او حرکت کردند؛ جوانشان را هم دادند، جانشان را هم دادند، مالشان را هم دادند، پاش ایستادند. ما میخواهیم به این آرمانها برسیم. این آرمانها چیست؟ اگر در یک جمله بخواهیم این آرمانها را بگوئیم، «جامعه‏ى اسلامى» است. ما امروز در راه جامعه‏ى اسلامى داریم حرکت مى‏کنیم.


برادران و خواهران عزیز من! مردم عزیز یزد! ملت عزیز ایران! اگر بخواهیم به آن آرمان برسیم، احتیاج دارد به اعتماد به نفس. باید بگوئیم میتوانیم؛ همچنانیکه تا امروز آن کارهائى را که اراده‏ى ملى به آن تعلق گرفت، توانستیم انجام بدهیم. مگر شوخى بود در یک کشورى که زیر فشار استکبار و استعمار است، فاسدترین حکومتهاى جهان بر آن حکومت میکند و شرق و غرب عالم، منافعشان را در حکومت آن خاندان منحوس مى‏بینند، این خاندان را به زیر کشیدن؛ بنیاد پوشالى حکومت سلطنتى موروثى را بکلى از بین بردن؛ یک نظام مردمى، متکى به آراء ملت، متکى به عواطف مردم، در یک چنین کشور استبدادزده‏ى در طول قرنهاى متمادى به وجود آوردن؛ این کار شوخى است؟! این کار را ملت ایران کرد. امروز در این منطقه، هیچ کشورى از لحاظ اتکاء به آراء و عواطف مردم، به جمهورى اسلامى نمی رسد.


 ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 29/4/1386::  10:0 صبح


در مسأله‏ى زنان آنچه که در درجه‏ى اول اهمیت قرار دارد، مسأله‏ى «خانواده» است؛ نقش زن به عنوان عضوى از خانواده. به نظر من از همه‏ى نقشهائى که زن میتواند ایفاء کند، این اهمیتش بیشتر است. البته بعضى‏ها اینطور حرفها را در همان نظر اول با شدت رد میکنند و میگویند آقا شما میخواهید زن را توى خانه اسیر کنید، محبوس کنید، از حضور در صحنه‏هاى زندگى و فعالیت باز بدارید؛ نه، به هیچ وجه قصد ما این نیست؛ اسلام هم این را نخواسته. اسلام وقتى که میگوید: «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»،(1) یعنى مؤمنین و مؤمنات در حفظ مجموعه‏ى نظام اجتماعى و امر به معروف و نهى از منکر همه سهیم و شریکند؛ زن را استثناء نکرده. ما هم نمیتوانیم زن را استثناء کنیم. مسئولیت اداره‏ى جامعه‏ى اسلامى و پیشرفت جامعه‏ى اسلامى بر دوش همه است؛ بر دوش زن، بر دوش مرد؛ هر کدامى به نحوى بر حسب توانائى‏هاى خودشان. بحث سر این نیست که زن آیا میتواند مسئولیتى در بیرون از منزل داشته باشد یا نه - البته که میتواند، شکى در این نیست؛ نگاه اسلامى مطلقاً این را نفى نمیکند - بحث در این است که آیا زن حق دارد به خاطر همه‏ى چیزهاى مطلوب و جالب و شیرینى که در بیرون از محیط خانواده براى او ممکن است تصور شود، نقش خود را در خانواده از بین ببرد؟ نقش مادرى را، نقش همسرى را؟ حق دارد یا نه؟ ما روى این نقش تکیه میکنیم. من میگویم مهمترین نقشى که یک زن در هر سطحى از علم و سواد و معلومات و تحقیق و معنویت میتواند ایفاء کند، آن نقشى است که به عنوان یک مادر و به عنوان یک همسر میتواند ایفاء کند؛ این از همه‏ى کارهاى دیگر او مهمتر است؛ این، آن کارى است که غیر از زن، کس دیگرى نمیتواند آن را انجام دهد. گیرم این زن مسئولیت مهم دیگرى هم داشته باشد - داشته باشد - اما این مسئولیت را باید مسئولیت اول و مسئولیت اصلى خودش بداند. بقاى نوع بشر و رشد و بالندگى استعدادهاى درونى انسان به این وابسته است؛ حفظ سلامت روحى جامعه به این وابسته است؛ سَکن و آرامش و طمأنینه در مقابل بیقرارى‏ها و بى‏تابى‏ها و تلاطم‏ها به این وابسته است؛ این را نباید فراموش کنیم.


 ادامه مطلب...

آقا روح الله :: 21/2/1386::  11:0 عصر

Childhood and Education


Sayyed Ali Khamenei was born in Mashad, the holiest city, in the north-eastern province of Khorasan, in 1939. Both his parents belonged to clergy"s families and spent the year 1964, he achieved the highest degrees in his theological studies at the Theological Academy of Qum but continued his studies at the Theological Academy at Mashad up to the age of twenty-nine.


Political Activities before Victory of The Islamic Revolution


During the rule of the deposed shah, Ay. Khamenei was a favourite pupil of Imam Khomeini, the leader of the Islamic Revolution, he was also considered to be one of the most eminent and dependable leaders of the movement of the Iranian Muslims, this movement entered a new phase in 1962 after Imam Khomini`s pronouncements against the Shah regime.


Responsibilities After the Victory


In the course of these struggles, Ay. Khamenei was arrested many times and spent three years in prison between 1964 and 1978. He was also exiled to a place with worst climate condition for almost a year.


In 1978, upon return from exile and the height of the revolutionary of the Iranian Muslims, he, together with a few close associates led the struggle of the people in Khorasan.


Later, in the same year when Leader of the Revolution was temporarily in Paris, he was selected as a member of the government of the Islamic Republic of IRAN. He was entrusted with the responsibility of representing the Revolutionary Council in the Army as well as Deputy for Revolutionary Affairs at the National Ministry of Defence and some time later. He was appointed to the post of the Revolutionary guards.


At about this time, Imam Khomeini chose him to lead the Friday congregational Prayers in Tehran and in 1980 he was elected to Islamic Consultative Assembly by the people of Tehran. After the formation of the Supreme Council of Defence, Ay. Khamenei joined it as the representative of Imam Khomeini.


Ay. Khamenei was one of the founding members of the Islamic Republic Party in IRAN and held the post of the Secretary-General of the Party.


Ay. Khamenei was the victim of an assassination attempt on 27th June 1981. having delivered an important speech at the consultative assembly, which ended in the dismissal of Bani-Sader from the Presidency of IRAN, he was addressing the faithful at poor residential area in Tehran, after leading the congregational prayer, when a time-bomb exploded nearby which injured him in the hand, chest and face. He was immediately transferred to a hospital by the deboted people of Tehran and he miraculously survived; his right hand, however, is not still functioning properly.


Presidency


In the 1981, following the martyrdom of the second President of the Islamic republic of Iran, he becomes a candidate and, in September of the same year, he was elected the Third President of the Islamic Republic of Iran with %95 of the votes cast in his favour by the Iranian people (the total number of votes was 16,847,717). He was reelected as president in 1985 for a second four-year term.


Ay. Khamenei heads the Supreme Council of Defence and the Supreme Council of the Cultural Revolution.


Since the beginning of the imposed war, he has often visited various war fronts and has often inspected the frontline in order to help remove any shortcoming or to advise on organizational matters.


Leadership


In 4th June 1989, One day after demise of Imam Khomeimi, Assembly of Experts closed Ayatollah Khamenei to lead the Islamic Revolution of IRAN.Since 1994, Ayatollah Khamenei has been introduced as the Religious authority in religious authority for Shi`ait people in the world by the Ulama from different countries.


Works & Books


He has a good command of the Arabic and Turkish and English language and, in addition to writing, he is a good judge of literary and poetic works. He has translated and written numerous books on Islam and history. His translations include " Future of the Islamic lands," " A Thdictment against the Western Civilization," and " Imam Hassan`s Peace Treaty." From among his writings, one may mention: " The Role of Muslims in the Independence struggle of India." General Pattern of Islamic Thought in the Quran," The Question of Patience," On the Inner Depth of prayers," "Understanding Islam properly," "Imam Al-Sadegh`s Life," and a collection of lectures on the question of Imamate. He was also a co-writer of the famous pamphlet " Our Positions," which helped the political, social and philosophical advancement of Islamic Republic Party. Other contributors were martyred Ayatollah Beheshti, martyred Hojjatol-Eslam Bahonar and Hojjatol-Eslam Hashemi Rafsanjani.


 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ
::تعداد کل بازدیدها::

29778

::آشنایی بیشتر::
::لوگوی من::
امام خامنه ای
::لوگوی دوستان::


پایگاه علمی مقالات علم مدیریت - به روز رسانی :  6:35 ع 4/3/1387
عنوان آخرین نوشته : نیل به سرآمدی با ابزار مدیریت دانش
::وضعیت من در یاهو::
::فهرست موضوعی یادداشت ها::
::اشتراک::

نام:

ایمیل: